عطا ملك جوينى
363
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
( 48 ) ص 179 س 4 ، فانّها خطرات الخ ، مشهور آنست كه اين بيت با بيتى ديگر قبل از آن از ابو بكر محمّد بن العبّاس خوارزمى معروف است در هجو صاحب بن عبّاد از اينقرار : لا تحمدنّ ابن عبّاد و ان هطلت * * يداه بالجود حتّى اخجل الدّيما فانّها خطرات من وساوسه * * يعطى و يمنع لا بخلا و لا كرما لكن ابن خلّكان در شرح حال ابو بكر خوارزمى مذكور ( ج 2 ص 103 ) نقلا از معجم الشّعراء مرزبانى گويد كه بيت ما نحن فيه يعنى فانّها خطرات الخ از جمله ابياتى است از معاوية بن سفيان مشهور بابو القاسم اعمى از شعراء بغداد در هجو حسن بن سهل وزير مأمون هكذا : لا تحمدن حسنا فى الجود ان مطرت * * كفّاه غزرا و لا تذممه ان زرما فليس يمنع ابقاء على نشب * * و لا يجود لفضل الحمد مغتنما لكنّها خطرات من وساوسه * * يعطى و يمنع لا بخلا و لا كرما راقم سطور گويد بدون شك صواب همين قول اخير بايد باشد و ظاهرا ابو بكر خوارزمى بيت مزبور را بر سبيل تضمين ما بين اشعار خود استعمال نموده بوده نه آنكه از انشاء خود او بوده چه خوارزمى مذكور را در صنعت تضمين و ايراد ابيات مشهورهء قدما در اثناء اشعار خود با نهايت مناسبت و لطف موقع دست مخصوصى بوده است و ثعالبى در يتيمة الدّهر ج 4 ص 130 - 137 در ترجمهء احوال او مبلغ كثيرى از اين گونه تضمينات مستحسنهء ويرا كه غالب آنها فى الواقع بغايت مطبوع و دلپسند افتاده برشمرده است ، ( 49 ) ص 179 س 10 ، « و لقب او را المستعلى باللّه داد » ، اينكه مؤلّف گويد مستنصر پسر بزرگتر خود نزار را لقب المصطفى لدين اللّه داد و سپس او را از ولايت عهد خلع كرده پسر ديگر خود ابو القاسم احمد را ولى عهد نمود و او را المستعلى باللّه ملقّب ساخت جميع اين فقرات بكلّى سهو و اشتباه است ، باجماع مورّخين بعد از وفات مستنصر باللّه